فرشته مامان
باباجونم
ماه رمضان
دختر گلم ماه رمضان 92 .تودوسالت تموم شده ماشاءالله اینقدر خوشکل حرف میزنی که نگو.خواهروبرادرت سال اولی که بایدروزه بگیرن هواخیلی گرمه اماخداکمکشون کرده تاامروزهمه روگرفتن انشاءالله بتونن بقیه رو هم بگیرن .مثل همیشه وقتی میخوای یه چیزی بخوری میبری تابه بقیه هم بدی تااونامیگن روزه ایم توهم بااون زبون قشنگت میگی منم روزه ام .وقتی خونه خاله فهیمه رفته بودیم ازاینکه همه بهت گفته بودن ماروزه ایم توهم هیچی نمیخوردی ومیگفتی روزه ام .البته شکموی مامان نتونستی ازخوراکی بگذری و خوردی. تواین چند شب دو بار رفتیم بارک به قول تو یه شب دسته جمعی باعمه معصومه وعموحسین و عموامیربادامادش همون عمید آقا ی تومجیدآقامامانی هم بودافطاری بردی...
مسافرت
دخترگلم اینجا دشت لارباباجونت مدینه بود بامامانی بابایی وخاله فهیمه رفته بودیم بابایی جون فاطمه ...
دلم تنگ میشه براش
بـاز هـوای سحرم آرزوست / خلوت و مـژگان تـرم آرزوست شکوه ی غربت نبرم این زمـان / دست تو و روی تو ام آرزوست . . . ...
فرشته ی زمینی باخانواده
زندگی سلام
خداونددوباره لطف بیکرانشو نسیب من وباباجونت کرد وتویکی دیگه ازقشنگ ترین هدیه هاشو به ما داد ...
نویسنده :
مامان فاطمه
9:22
عروسی
دخترم میخواستی کیف خواهرت ودست بگیری چون بندکیف زنجیربودنمیتونستی امابالاخره تونستی وکیف وانداختی روشونت مامان قربونت بره فرشته ی من ...
نویسنده :
مامان فاطمه
3:25
عروسی
دخترم عروسی محبوبه جون وآقاحامدکه سال91بودرفتیم راستی باباوعموحسین هم مکه بودن اما خیلی خوش گذشت مخصوصا برگشتنه که ازسالن اومدیم داداش شعر میخوند دختراتوماشین حمیدوسمانه جون بودن ماتوماشین بابایی بودیم ...
نویسنده :
مامان فاطمه
3:24











